|
|
|||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
حقیقت دارد که تو میتوانی با دستهای من
سه تار قلم مو را بنوازی و نُتهای رنگ پریده را فیروزهای کنی ( باید بسیار زیسته باشی که این همه از آسمان آکندهای) حقیقت دارد که من می توانم با شعر های تو با باران مشاعره کنم .. و بند نیایم ( باید بسیار گریسته باشم که این همه در واژه های تو غوطهورم) تا من بنفشه ها را میان شب های زمستان قسمت کنم ، تو یک خوشه انگور به صدایت تعارف کن خطی از شعرهایت را که بخوانی ،سال ، تحویل می شود (حقیقت دارد که در حضور تو بودن .. همیشه از نبودن زیبا تر است
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:23 | لینک ثابت |
عشق خاطره ای است که زمان را توان نابودی آن نیست. نوایی است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوایی که ترنم آن به گوش نمی رسد.
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:18 | لینک ثابت |
گویند شقایق ها نمی میرند ، تا
مرگ شقایق ها دوستت دارم
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:16 | لینک ثابت |
اسکله ی ناز چشات کاری دارم یه قایقم تو ساعته یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تو رو به صدتا دنیا نمی دم هر وقت که یارم تو بودی بی کسیو نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو می کشم ولی بازم رو میله ها ش عکس چشاتو می کشم آی قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این پسر نبودن تو کافیه
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:14 | لینک ثابت |
زيبايي ام را پاياني نيست و هراس كودكانه ام را از پای در می آورم
دختری که در چشمهای من،تو را جستجو می کند دروغ است این جا فقط پسری است که هر روز از تو می پرسد!
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:13 | لینک ثابت |
یه سبد پر قلب تقدیم به تو
عشق يعنی :
نوشته شده توسط sara در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 17:7 | لینک ثابت |
من و افکارم
دوباره افکارم . . .
نوشته شده توسط sara در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 10:40 | لینک ثابت |
شعر رهائی است، نجات است و آزادیتشنگیباران می بارد آرام گاه بر آبها گاه بر سنگهای کوه مردم، جانداران، خاک، آب می نو شند سیراب همه می خندند... تشنگی... تشنگی... و هیچیک به باران نمی اندیشند تشنگی دراندیشه هاست.
********************************************************************* اینک منم، در آستان سحر ایستاده، تا از افق سپیده تراود. گویائی ام سکوت، قلبم به سوی قبله و دستم به سوی توست. پاک و برهنه، مانم به شمع نیم جانی در رهگذار باد، تا از افق سپیده تراود. با سینه ای لبالب خون ملامتی، تا پر نشستهء تیر دنائتی اینک منم عطش زدگان خون، این قلب این هدف. این قلب تکه تکه، گردنکشان شب، زه از کمانتان نگشائید شب در دل شماست، غم در رگ من است،چه بیمی دارم. پاک و برهنه، در آستان سحر ایستاده ام باشد سپیده تراود.
نوشته شده توسط sara در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 10:37 | لینک ثابت |
تقدیم به تو که : یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:37 | لینک ثابت |
عشق
عشق نمی پرسه که تو کی هستی فقط میگه که تو مال منی، عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه که تو قلب من زندگی میکنی، عشق نمیپرسه که چکار میکنی فقط میگه که باعث میشی قلب من به ضربان بیفته، عشق نمی پرسه که چرا دور هستی فقط میگه که همیشه با منی، عشق نمیپرسه دوستم داری فقط میگه که دوستت دارم .
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:33 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:29 | لینک ثابت |
تو که رفتی بعده تو همه چی رنگش و باخته تو که رفتی دل من تابوت مرگش رو ساخته وقتی رفتی عزیزم خنده هات موندن به یادم همیشه دام میخواد بازم بیای کنار من بگیرم دست تورو بازم بشی برای من اگه تو دلت اومد تنهام بزاری بی خیال رفتی اما تو بدون وقت گریه کردنا م دوباره بارون به شیشه میزنه اما تو نیستی دوباره این قلب عاشقم برات پر میزنه اما تو نیستی افسوس افسوس و صد هزار افسوس که نیستی چه شبها که من بی صدا گریه کردم برای دل بی نوا گریه کردم وبی شانه هایت گریه کردن چه سخت است بیا تا ببینی کجا گریه کردم به شوق بهار نجیب نگاهت شدم ابرو بی اذعا گریه کردم غریبانه سر روی زانو نهادم برای دلت بی ریا گریه کردم
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:25 | لینک ثابت |
هرگز فراموشت نمی کنم...............فاطمه
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعن
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:22 | لینک ثابت |
کاش ميشد!
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:17 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:10 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:8 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط sara در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:1 | لینک ثابت |
|
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات
|
||||||||||||||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||||||||||||||